خرید بک لینک

عبدالرحمن بن ملجم مرادى به قصد کشتن حضرت علی (ع) وارد کوفه شد. چون این آتش شوم با تحریک زنى به نام قُطّام شعله ور گشته و فزونی یافت و نیز زمان موعود با همپیمانانش فرا رسید، آن ملعون شمشیرى مسموم همراه خود برداشت و سحرگاه به مسجد کوفه وارد گشت.

میان خفتگان افتاد. على(علیهالسلام) اذان گفت و داخل مسجد شد، سپس به محراب رفت و ایستاد و نماز را آغاز کرد، به رکوع و سپس به سجده رفت. چون سر از سجده نخست برداشت، ابن ملجم او را ضربت زد و ضربت او بر جاى ضربتى که عمرو پسر عبدود در جنگ خندق بدو زده بود آمد. ابن ملجم گریخت و على در محراب افتاد.

در همین لحظه امام اظهار داشت: «فُزْتُ وَ رَبِّ الْکَعْبَةِ»؛ قسم به پروردگار کعبه، رستگار و سعادتمند شدم.

باز امشب عشق تنها میشود / زخم سهم فرق مولا میشود
آفتاب عشق گلگون میشود / سینه سجاده پرخون میشود
پشت نخل آرزو خم میشود / داغ حسرت سهم آدم میشود
جاده میماند غریب و بی سوار / ذوالفقار عدل میگیرد غبار

***************************************

کیسه های نان و خرما خواب راحت می کنند
دست های پینه دارش استراحت می کنند
نخل ها از غربت و بغض گلو راحت شدند
مردم از دستِ عدالت های او راحت شدند
ای خوارج، بهترین فرصت برای دشمنی ست
شمع بیت المال را روشن کنید، او رفتنی ست


(شهادت مولا امیر المؤمنین تسلیت باد)

کارشناسی تربیت بدنی

+ نوشته شده در ۱۳۹۶/۰۳/۲۴ساعت 9 توسط کارشناسی تربیت بدنی |

برچسب: نویسنده: مانی احمدی تاريخ: چهارشنبه 24 خرداد 1396 ساعت: 12:37

صفحه بندی